آمارهای رسمی از بیش از ۲۰۰ روز ناسالم در سال حکایت میکنند، آماری که سلامت میلیونها شهروند را به مخاطره انداخته است. کارشناسان و منابع معتبر محیط زیستی همصدا اشاره میکنند که بیش از ۸۰ درصد از این آلودگی هوا، ریشه در بخش حملونقل دارد. ریشههای این بحران در سیستم جابهجایی شهری است که باید با فوریت بیشتری نسبت به گذشته مسیر نوسازی را طی کند.
چرا حملونقل قلب تپنده آلودگی است؟
برخلاف تصور عمومی که صنایع را عامل اصلی آلودگی میدانند، دادههای پایش کیفی هوا به طور مستمر نشان میدهند که منابع متحرک سهمی غالب در تولید آلایندههای کلیدی تهران دارند.
این وسایل، اعم از خودروهای شخصی، موتورسیکلتها، اتوبوسهای شهری و وانتبارها، به دلایل ساختاری متعددی به کانون این معضل تبدیل شدهاند. نخستین و مهمترین دلیل، فرسودگی گسترده ناوگان است.
برآوردها حاکی از آن است که سهم قابلتوجهی از نزدیک به ۴ میلیون خودروی سواری و بیشتر از ۳ میلیون دستگاه موتورسیکلت فعال در تهران، سالهاست از عمر مفید فنی گذشتهاند.
این وسایل نقلیه قدیمی، فاقد فناوریهای کنترلی مدرن مانند کاتالیستهای پیشرفته یا سامانههای پایش لحظهای هستند و گاه تا دهها برابر بیشتر از یک خودروی استاندارد نو، ذرات معلق خطرناک (PM2.5) و اکسیدهای نیتروژن منتشر میکنند. موتورسیکلتهای کاربراتوری، بهویژه، بهعنوان یکی از آلایندهترین منابع شناخته میشوند.
دومین عامل، مساله کیفیت سوخت است. علیرغم پیشرفتهای حاصلشده در سالهای اخیر، کیفیت بنزین و بهویژه گازوئیل توزیعی در پایتخت، هنوز با استانداردهای روز دنیا (مانند یورو ۵ یا ۶) فاصله دارد. وجود مقادیر بالاتر از حد مجاز ترکیباتی مانند گوگرد در سوختهای دیزلی، نهتنها به افزایش مستقیم ذرات معلق دود خروجی از اگزوز منجر میشود، بلکه باعث از کار افتادن زودرس سامانههای کنترل آلایندگی در خودروهای نسبتا نو نیز میگردد.
سوم، باید به الگوی ناکارآمد توسعه شهری و ترافیک اشاره کرد. رشد پراکنده و افقی تهران در چند دهه گذشته، باعث افزایش فاصلهها و وابستگی حیاتی به خودروی شخصی شده است. از سوی دیگر، عدم توسعه شبکه حملونقل عمومی سریع، کارآمد و بهصرفه که بتواند گزینهای جذاب برای شهروندان باشد، این دور باطل را تقویت کرده است. نتیجه، ترافیک سنگین و ساکن در ساعات اوج است که در آن، خودروها با سرعت بسیار پایین و در حالت درجا کار کردن، بیشترین میزان آلایندگی به ازای هر کیلومتر را تولید میکنند.
نیاز به تحول ساختاری در حمل و نقل وجود دارد
راه برونرفت از این بحران مزمن، تنها در گرو اقدامات مقطعی نیست، بلکه نیازمند تحولی ساختاری و برنامهای جامع است. نوسازی شتابان ناوگان حملونقل عمومی و سبز بدون تردید اولویت، جابهجایی سفرهای درونشهری از وسیله شخصی به وسایل عمومی است. برای این کار باید دو اقدام به صورت موازی پیش رود: نخست، توسعه کمی و کیفی مترو به عنوان ستون فقرات حملونقل پاک. دوم، نوسازی کامل ناوگان سطحی شامل اتوبوسها و مینیبوسها. خرید اتوبوسهای برقی و گازسوز (CNG) با استانداردهای بالا باید در دستور کار قرار گیرد. این اقدام نهتنها آلایندگی را کاهش میدهد، بلکه با افزایش جذابیت و راحتی، مشوق مردم برای ترک خودروی شخصی خواهد بود.
قوانین خوبی مانند «قانون هوای پاک» و «آییننامه ساماندهی خودروهای فرسوده» وجود دارند، اما ضعف اصلی در ضعف اجرا و نبود ضمانتهای اجرایی کافی است. باید با ایجاد مشوقهای مالی قوی برای اسقاط (مثل پرداخت یارانه یا معافیت مالیاتی) و همزمان اعمال جریمههای سنگین و بازدارنده برای تردد خودروهای فرسوده در محدوده کلانشهر، این روند را شتاب بخشید. تقویت مراکز معاینه فنی و غیرقابل گذشت کردن گواهی سلامت خودرو برای انجام هرگونه نقلوانتقال یا تمدید بیمه، اقدامی ضروری است.
دولت باید با کاهش تعرفههای واردات و تولید داخلی، خرید خودروهای هیبریدی و الکتریکی را برای مردم تسهیل کند. ایجاد زیرساختهای لازم مانند ایستگاههای شارژ فراگیر در سطح شهر، اعطای معافیت از محدودیتهای تردد (مثل طرح زوج و فرد یا محدوده طرح ترافیک) و اختصاص پارکینگهای ویژه به این خودروها، میتواند انگیزهبخش باشد.
باید از توسعه پراکنده تهران جلوگیری کرد و به سمت شهرسازی فشرده و مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD) حرکت کرد. یعنی تمرکز بر ساختوسازهای بلندمرتبه در اطراف ایستگاههای مترو و مراکز شغلزا، تا مردم بتوانند بسیاری از سفرهای روزمره خود را با پیادهروی یا دوچرخهسواری انجام دهند.
نقش شهروندان در کاهش آلودگی هوا
در کنار راهبردهای بلندمدت، اقدامات فوری و تغییر در سبک زندگی شهروندان نیز نقشی کلیدی دارد. همکاری با مدیریت شهری در روزهای اعلام آلودگی بسیار شدید (شرایط اضطرار) الزامی است، شهروندان باید با محدودیتهای تردد اعلامشده از سوی «کمیته اضطرار آلودگی هوا» همراهی جدی کنند و سفرهای غیرضروری را حذف یا ادغام کنند.
رعایت اصول رانندگی ملایم (پرهیز از شتاب و ترمز ناگهانی)، خاموش کردن خودرو در توقفهای نسبتاً طولانی (حتی به مدت یک دقیقه)، تنظیم باد لاستیکها و سرویس دورهای منظم، میتواند مصرف سوخت و آلایندگی هر سفر را به شکل محسوسی کاهش دهد.
برای مسیرهای کوتاه، استفاده از دوچرخه یا پیادهروی نهتنها برای هوا که برای سلامت شخصی نیز مفید است. استفاده از سامانههای تاکسیاینترنتی با سرویس اشتراکی نیز میتواند تعداد خودروهای در حال تردد را کاهش دهد.
هوای پاک، اراده همگانی میطلبد
بحران آلودگی هوای تهران، دیگر یک هشدار نیست، بلکه یک وضعیت اضطراری تمامعیار است که حل آن تنها از عهده یک نهاد برنمیآید. این معضل پیچیده، نیازمند هماهنگی و عزم راسخ تمامی نهادهای در سطح ملی و محلی، همراه با مشارکت آگاهانه و مسئولانه تکتک شهروندان است. از مجلس شورای اسلامی و دولت برای تصویب و تامین بودجه قوانین کارآمد، تا شهرداری برای اجرای دقیق طرحها و از صنایع خودروسازی و پالایشی برای ارتقای کیفیت تولیدات، تا شهروندی که در انتخاب وسیله نقلیه روزمره خود تلاش میکند. به یاد داشته باشیم که هوای پاک، موهبتی طبیعی نیست، بلکه حقی شهروندی است که تحقق آن مستلزم پذیرش مسئولیت اجتماعی از سوی تمام اجزای جامعه است. امروز اقدام کنیم، فردا برای نفسکشیدن دیر است.
